نوشته های یک عاشقِ مغرور

توی قلبم کس دیگه ای نیس

نوشته های یک عاشقِ مغرور

توی قلبم کس دیگه ای نیس

کلنیک خدا

سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۰ ب.ظ

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم....

خدا فشار خونم را گرفت،معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید،دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم. تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم. بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم...

زمانی که از مشکل شنواییم شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم...

خدای مهربانم برای همه این مشکلا ت به من مشاوره رایگان داد.

به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم:

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم،

قبل از رفتنمبه محل کار یک قاشق آرامش بخورم،

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم،

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم،

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قزص وجدان آسوده مصرف کنم..... 

۹۷/۰۷/۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰

نظرات  (۱)

چقد خوب بود اگه میشد فقط نسخه ای کهه خدا واست تجویز کرده مصرف کنی
ولی واقن نمیشه :(
بخصوص واس ما دانش اموزا (دوستی های زیادی بینمون هس ولی بعضی از ادما رو مخن بهشون میگن رقییییییب)
پاسخ:
رقیبی درکار نیست
من (یا تو) دنبال هدف فقط از خودمه که عقب‌ترم نه هم قدم نه هم ردم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی