چرا من؟؟؟؟

مدت هاست که زندگی کردن یادم رفته

چرا من؟؟؟؟

مدت هاست که زندگی کردن یادم رفته

چرا من؟؟؟؟

زنده ی واقعی تو هستی
موجود واقعی تو هستی
ما همه پدیده ایم
فقط نقش روی دیوار هستیم

سامز (دانشگاه پزشکی شیراز)

شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۳۳ ب.ظ

این آخرین پست شهوریور ۹۷ هست =(( شهریوری که قرار بود بهترین شهریور عمرم باشه ولی نشد البته بدترینش هم نبود ولی خب حالاااا

عاقا درسته که پزشکی قبول نشدم ولی فردا دارم میرم دانشگاه ^__^ (بعععله درست خوندید) اصولا یه ضرب المثل هست که میگه منطق من سه حالت داره یا حق با منه ... یا تو نمیفهمی که حق با منه .... یا انقد میزنمت تا بفهمی حق با منه (مخاطب سازمان سنجش بود) خلاصه که فردا قراره برای صدمین بار به عنوان نخودی برم دانشکده پزشکی و یه سر گوشی آب بدم (درست نوشتم؟؟) تا حالا انقدر رفتم که دیگه همه مدیر گروه ها منو میشناسن و دیگه کل دانشکده رو از بر شدم (حتی سال دیگه قبول بشم دیگه عین ترمکیا گم و گور نمیشم ^_^) 

دلم میخواست خاطره هاشونو بیام بنویسم که بعدها مثلا ترم ۵ یا ۶ بیام نوشته هامو بخونم و بخندم. 

خاطر نشان میکنم که دانشکده پزشکی نگهبانش از سگش سگ تره =// عممممرا کسی رو بدون کارت دانشجویی راه بده ولی من دوتا پارتی کلللفت دارم اونجا جوری که نگهبانه با چای و بیکوییت ازم پذیرایی میکنه و موقع ورود واسم تخم مرغ میشکونه ^_^ یکیش خالم هست که کارشناس بخش فیزیک پزشکیه 

۹۷/۰۶/۳۱ موافقین ۱ مخالفین ۰

نظرات  (۱)

موفق باشی
پاسخ:
مخسی مخسی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی