چرا من؟؟؟؟

مدت هاست که زندگی کردن یادم رفته

چرا من؟؟؟؟

مدت هاست که زندگی کردن یادم رفته

چرا من؟؟؟؟

زنده ی واقعی تو هستی
موجود واقعی تو هستی
ما همه پدیده ایم
فقط نقش روی دیوار هستیم

آخرین مطالب

خدایا مرسی 

مرسی که سختی های زندگیم رو در کنار صبر آفریدی

مرسی که دردناک ترین لحظات رو در کنار شیرین ترین خاطرات آفریدی

مرسی که زخم های زندگیم رو با مرهمشون آفریدی

مرسی که منو با ارزش کردی در کنار انسان های بی ارزش

مرسی که اجازه دادی زشت ترین گناه ها رو انجام بدم ولی در کنارش بازم بهم ثابت کردی هنوز بنده خاصتم

مرسی که آفریدیش 

مرسی که هستی (ایموجی قلب کوو)


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۰۸

بالاخره دیروز اولین جلسه مشاوره رو رفتم و سیستم کاری رو از نزدیک دیدم و به معنای واقعی میتونم بگم حیف اون دو میلیونی که دادم -_______- در وصفش میتونم بگم که "از کرامات شیخ ما این است....شیره را خورد گفت شیرین است" مشاوره حرفه ای که نمیده چون اصن این کاره نیست امتحان هم که نمیگیره ارتباط هم که برقرار نمیکنه و مثه خودم خیلی کم حرف و آرومه برنامش هم که بهتون بگم برنامه قلم چی گذاشت جلوش و همونو برام نوشت =/ رتبه م رو که بهش گفتم فکر کرد از اونا هستم که تاحالا توی عمرش روزی ۱۴ ساعت درس نخونده ولی نمیدونست که رتبه من بی رحمانه بد شده و البته خب خودم هم توی جمع بندی کم کاری کردم و خرداد هم که اصصصصصلا سمت کتاب نمیرفتم بخاطر همین بد شد :(((( مشاور پارسالم یادمه انقد با بچه هاش راحت بود که حتی سوار ماشین خودش میکرد و باهاشون میرفت رستوران و همه کاراش رو اونا انجام میدادن و به شدددددت سخت گیر و ایده آل گرا بود اما مشاور امسالم اونقدر توی برقراری ارتباط ضعیفه که منو صدا میزد خانم عابدینی و همه فعل هاش هم جمع میبست (این رو میخونید اون رو میخورید این رو تست میزنید) با مامانم تنها که صحبت کرد به گفته مامانم خییییلی استرس داشت و همش صداش میلرزید و نیمه ی جمله هاش رو میخورد البته خوبیش اینه که داداش من رو از قبل میشناسه و وقتی فامیل منو فهمید گفت شما با دکتر عابدینی نسبتی دارید؟ 😂😂😂 گویا ایشون قبلا استیودنت داداش من بودن و چقدر هم داداشم اونو توی بخش شسسسست 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۵۶

عاقا اومدم حضورم رو بزنم و برم

فعلا که انقدر برنامه م قمر در عقربه که یادم میره الان روزه یا شب 

دوتا زبان کم بودن و کنکور ۹۸ هم بهش اضافه شد البته که ترم آینده انگلیسی رو ول میکنم ولی اگر تیر بارونم هم بکنن اسپانیایی رو به هیچ وجه ول نمیکنم حتی اگه شده شب قبل از کنکور هم میرم سر کلاس 

مشاور گرفتم امتحان ازم نمیگیره هر هفته فقط نیم ساعت مشاوره میده و اصلا نمیتونم باهاش رابطه خوبی برقرار کنم مثل مشاور پارسالم ... مشاور پارسالم از همه نظر ایده آل (راهنمایی ، انگیزه ، ...) و خیلی خوب میتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و خوب منو درک میکرد فقط برنامه هاش به درد عمش میخورد و مامانم اعتقاد داره بخاطر همینه که امسال نتیجه م اون چیزی نبود که لایقش باشم ... مشاور امسالم مثل پارسالم ایده آل نیست ولی بابت برنامه بهش ایمان دارم ولی خدایی اصلا نمی ارزه دو میلون بابت مشاوری که نه امتحان میگیره نه به قدر کافی مشاوره میده (هفته ای نیم ساعت) خلاصه که صرف نظر از اینکه ارزش داره یا نداره ما ثبت نام کردیم و پرداختش هم کردیم و فردا هم قراره شلغم چی ثبت نام کنم و یکشنبه اولین جلسه مشاوره هست پنجشنبه هم عروسی هستم و این عروسی همونیه که گفتم از یک سال قبل دارم برنامه میریزم و واسش سنگ تموم میذارم (همونی که عروسیش رو فقط بخاطر من از عید انداخت مرداد) و باید تسلیم بشم در برابر مامانم و این جلسه رو سر کلاس زبان نرم (بماند که استاد میگفت وای بر زبان آموزانی که جلسه بعد غیبت داشته باشن چون اعداد رو جلسه بعد میگم) خلاصه که وضعم خیلی قمر در عقربه خدا کنه که تصمیم در مورد پشت کنکور موندن اشتباه نباشه

راستی امروز تعیین رشته هم کردم هر چند میدونم هیچکدوم رو نمیارم

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۳۲

میخوام یک سال دیگه اتفاقات این یک سال اخیر رو تکرار کنم

میدونم راهی که انتخاب کردم واقعا بی راهه ست ولی حداقل اون انسان سمجی که درونم هست ارضا میشه 

امسال نمیخوام بگم کم کاری کردم اتفاقا چون کم کاری نکردم نمیخوام تسلیم بشم و بزارم این زحمت یک ساله م به باد فنا بره

چمیدونم عامو یه چیزی بگید خووووو 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۱۲

عاقا امروز من TRX داشتم و اتفاقی که توی باشگاه افتاد باعث شد که مامانم عقب نشینی کنه

عین یه بچه خفاش شب تا ۴ صب توی مجازی ول میچرخیدم و از ۴ خوابیدم تا ۱۲ ظهر . بعدشم عین یه بچه گاو پاشدم رفتم نهار خوردم (باقالی پلو با زبون) بعدشم عین یه بچه پاندا یه گوشه خودمو پرت کردم مشغول بازی GTA تا ساعت یه ربع به ۴ که عین یه بچه آدم لباس پوشیدمو رفتم باشگاه و ۴ رسیدم و مشغول گرم کردن شدم بعدشم عین یه بچه الاغ هر چی مربی میگفت بدون غلط انجام دادم تا ساعت ۵ که موقع سرد کردن بنده دیگه هییییییچ چیز یادم نمیاد چون بیهوش شدم و وقتی به هوش اومدم دیدم روی برانکارد آمبولانس هستم !!!! بهله دیگه من هم راهی درمانگاه بودم و وقتی رسیدم دکتر منو دید و فشارم گرفت حدس بزنید فشارم چقدر بود!!! ۶ بود !!!! و اینگونه بود که علاوه بر یه سرم دبش برام آزمایش خون اورژانسی و نوار قلب نوشت حالا منو میگید چجور بودم .... از یه دست ازم خون گرفتن .... از دست دیگر سرم وصل کردند .... و از ناموسم نوار قلب گرفتن (یه ساعت فقط داشت میگفت س*و*ت*ی*ن*ت رو بده بالا و من زیر بار نمیرفتم) نوار قلبم رو که دکتر دید گفت باید برم اکو چون من تیروییدم کم کاره و این عجیبه که تپش قلب دارم!!!!! جواب آزمایش خون هم دید و گفت همه چی خوبه فقط آهنم به شدت پایینه که اونم بخاطر اینه که پ*ر*ی*و*د هستم و یه زینک پلاس هم نوشت بخاطر اشتهام که به شدت پایینه .... الانم هر دوتا دستام سوراخ هستن یکی آزمایش خون و دیگری سرم ... نیم ساعت پیش مربی بهم زنگید و گفت رشتم رو فورا عوض کنم چون این ورزش تمرکزش روی چربی های بدنه و من که چربی ندارم واسم مناسب نیست باید برم بدنسازی که عضله سازی بشه

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۰

به جایی از بلاتکلیفی رسیدم که نمیدونم دخترم یا پسر =/ ازم میپرسن کنکور خوب دادی یا بد از ته وجودم بهش میگم "نمیدونم" چون واقعا نمیدونم خوب دادم یا بد چون سوالا سخت بودن و همه گند زدن اصلا هیچ چیز قابل پیش بینی نیست چون هم ممکنه رتبم ۸۵ بشه هم ۸۵۰ هم ۸۵۰۰ !!! هر سه احتمالشون ۳۳ درصده و من هم بیکار ننشستم و تنهایی رفتم دنبال کارام واسه دانشگاه پزشکی سانتاندر اسپانیا و برآورد هزینه هایی که قبل از پیدا کردن کار اونجا لازم دارم و طبق محاسبات من که تا الان انجام دادم بدون هزینه بلیط هواپیما حدود ۵ هزار یورو واسه ۳ ماه لازم دارم (هزینه دانشگاه و اجاره خونه و خورد و خوراک و حمل و نقل و ..... به صورت ریز) پدر جان با هزینه مشکل ندارن فقط با این مشکل دارن که احتمال مهاجرت داداشم به فرانسه تا دو ماه دیگه هم خیلی زیاده و اگر اون بره و من بخوام برم اروپا تنها گزینه ای که دارم فرانسه ست =/ این یعنی هر چی دنبال وکیل و خونه و دانشگاه و حتی زبان واسه اسپانیا بودم همش به بادِ فنا 

به قول یه دوستی که میگفت به زندگی کنکوری عادت کردم -_- راس میگه خدایی چون احساس بی مصرفی میکنم 

خدایی یه ماه از کنکور گذشت؟؟!؟!؟!؟! چرا من حس میکنم دوسال گذشت؟ =/

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۲

گفته بودم که مامانم به زور منو فرستاد کلاس TRX ؟ دیروز اولین جلسه ش بود و از اونجایی که من ۳ سال تمام هیییییییچگونه فعالیتی نداشتم (حتی بقالی سر کوچه هم با ماشین میرفتم) جلسه اول رو در حد جلسه بیستم مربی باهام کار کرد و اینگونه بود که بنده وسط تمرین ها سر گیجه و سیاهی چشم و ..... بهههله غش کردم و کاملا بیهوش شدم حالا این به کنار امروز از صبح که بلند شدم فشار لاکتیک اسید به معنای واقعی منو شایید =/ بازو ها و ران و باسن و دوقلوهام جوری قفل شدن که هنوز بعد ۳۰ ساعت عین زنای حامله راه میرم و بلند میشم و روی سنگ توالت میشینم (زن حامله از من راحت تر میشینه) فک کن تا یه ذره میخوام پام رو خم کنم تلپی پخش میشم روی زمین ×_× اینم از سیاست های مامان من =/ احتمالا میخواسته تلافی کلاس اسپانیایی رو در بیاره و به اصطلاح با پنبه سر منو ببُره

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۲

عاقا یه سوال علمی فرهنگی ورزشی اجتماعی سیاسی جنسی =/

چرا کشور قطر داریم ولی کشور شعاع نداریم ؟؟؟!!؟!؟!؟ مرررض برای چی میخندی =/ به درک خیلی پرو شدینا 

یه سوال دیگه 

چرا به مرغِ نر میگن خروس ولی به شتر مرغِ نر نمیگن شتر خروس؟ 

یکی بیاد این دوتا سوال منو جواب قانع کننده بده تا ببشتر از این سیم پیچای مغزم به هم نریخته

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۰۰:۵۷
یادتونه که قبل کنکورم چی گفتم؟ گفتم ما انقدر که واسه بعد کنکور برنامه داریم واسه خود کنکور برنامه نداریم ×_×  و یه چیز دیگه هم که گفتم این بود که از این شونصد تا برنامه فقط یکیش رو میرسیم انجام بدیم اونم  "اینستا" هست=/ اگه میفهمیدم که انقدر پیش گوییام درست از آب در میاد میرفتم شاگردی نوستراداموس میکردم (درست نوشتم عایا؟) 
یادتونه تا شب خود کنکور هر روز حداقل دوتا پست میزاشتم ولی الان که ۲ هفته ازش گذشته ..... بیخیال هیچی نگم بهتره و جالب اینجاست که استدلالم اینه که درگیر درس و دوتا زبان شدم (اره جون عمم چقدم که میخونم) کصافطا اینستا و تله اصن اجازه نمیدن برم یکم زبان بخونم 
به جررررررئت میتونم بگم ته ته ته مفید ترین کارام این بود که یه هندزفری وایرلس سامسونگ مدل Level U خریدم و اونقدر ازش کار میکشم که همین روزاست زبون باز کنه بهم فوش خواهر مادر بده
 استوری که توی اینستا گذاشتم و از فالورام خواستم که بگن من چند درصد خنگم و دوستان واقعا دستشون درد نکنه ۳۷ نفر رای دادن و همگی ۱۰۰ درصد رو کامل کردن ^__________^ 
از فانتزیای استاد زبان اسپانیاییم اینه از انریکه که میدونه نقطه ضعف منه سوء استفاده میکنه مثلا چند روز پیش که عروسی دعوت بودیم و من تا ساعت ۸ کلاس داشتم ولی کلاس رو ول نکردم اونم بهم تیکه انداخت که "تو بخاطر انریکه عروسی رو ول کردی و اومدی سر کلاست" -_______- 
روز شنبه کلاسای شوفری شروع میشه
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۷ ، ۰۰:۲۲

عاقا من فقط اومدم یه چی بگم و برم 

بنده باید در عرض ۴۵ دقیقه حمام برم مو خشک کنم بدن را به طور کاااامل و تا ناموس شیو کنم صورت اصلاح کنم ابرو بردارم و آرایش صورت کنم و باید خدمتتان عرض کنم که در حالت معمولی حمام من یک ساعت و نیم طول میکشه وااااااااای خدا دیرم شد من رفتم باااای

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۵

عاقا با اجازه تون من یه معذرت خواهی بدهکارم بابت اینکه دیشب میخواستم پست بذارم ولی تنبلی نذاشت که بذارم. امان از دست تنبلی و بی حوصلگی بعد از کنکور. خودمم باورم نمیشه که تا شب کنککر روزانه حداقل یدونه پست میذاشتم ولی الان ۴ روز از کنکور گذشته و من یه پست نذاشتم 

داستان از این قراره که کلاس اسپانیایی من شروع شد و قاتی کردن انگلیسی و فرانسوی با اسپانیایی به کنار امروز بر همگان آشکار شد که چقدر آقایون از خانوما زرنگ تر هستن. کتاب Prisma A1 برای زبان آموزا کم بود و فقط سه تا مونده بود و آقایون بدو بدو رفتن خریدن و خانوما از قضیه جا افتادن و همین شد که آقایون همه کتاب داشتن در حالی که ۸ نفر از خانوما کتاب نداشتن -_- بعد میگن چرا آقایون ما رو خنگ میدونن البته خوشبختانه من جزو اون زرنگا بودم و کتاب گیرم اومد =) اینم کتاب Prisma A1 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۱