نوشته های یک عاشقِ مغرور

توی قلبم کس دیگه ای نیس

نوشته های یک عاشقِ مغرور

توی قلبم کس دیگه ای نیس

برای با تو بودن همه راکشتم

کودک درونم را کشتم

شهوت درونم را کشتم 

احساسم را کشتم

انسان بودنم را کشتم

آرزوهایم را کشتم

آدم های اطراف را کشتم

همه را کشتم

هیچکس در قلب من زنده نیست

قلب من تهی است

تهی از همه چیز

میدانستم تو آنقدر بزرگی که در قلب اشغال شده جا نمیگیری

آیا میتوانم تورا در قلبم داشته باشم؟

.

.

.

.

پ.ن : مخاطب خدا هست فکر بد نکنین

۱۲ آذر ۹۷ ، ۲۱:۴۹ موافقین ۲ مخالفین ۱ ۵ نظر

توی قلبم کس دیگه ای نیست

منِ عاشق ...

شادم با تو

آرومم با تو

عاشقم با تو

میمونم با تو

آسونه با تو

میدونستی؟ ...

دنیامی تو 

صاحبمی تو

عشق اول و آخرمی تو

.

.

.

.

.

پ.ن : مخاطب همون همیشگیه ♡♡

۱۴ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

خدایا مرسی 

مرسی که سختی های زندگیم رو در کنار صبر آفریدی

مرسی که دردناک ترین لحظات رو در کنار شیرین ترین خاطرات آفریدی

مرسی که زخم های زندگیم رو با مرهمشون آفریدی

مرسی که منو با ارزش کردی در کنار انسان های بی ارزش

مرسی که اجازه دادی زشت ترین گناه ها رو انجام بدم ولی در کنارش بازم بهم ثابت کردی هنوز بنده خاصتم

مرسی که آفریدیش 

مرسی که هستی (ایموجی قلب کوو)


۲۲ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۰۸ موافقین ۴ مخالفین ۱ ۱۷ نظر

چون نیست زِ هرچه هست جُز باده به دست ،

چون هست زِ هرچه هست نقصان و شکست

 انگار که هست ، هر چه در عالَم نیست

پندار که نیست ، هرچه در عالم هست

پ.ن : رباعیات بسیار زیبای حکیم عمر خیام .... یه جوری فاز میدن که دلم میخواد بجای "فال حافظ" ، "فال خیام" بگیرم =q

۱۹ آذر ۹۷ ، ۲۰:۱۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۴ نظر

من دنبال هدف ...

فقط از خودم عقب ترم

نه هم ردم...

نه هم قدم

۱۹ آذر ۹۷ ، ۱۰:۳۹ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر

No puedo estar un dia mas sin ti

Y Ahora estoy aqui

Grritando tu nombre

Solo en soledad

Yo dependo de ti

Y ....

Es nesesario ser feliz

۱۸ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر

I'm the night , You're the light

I'm the pain , You're the cure

I'm the fear , You're the hope

I'm the zero , You're the infinty

I'm the colness ' Yo're the warmness

.....Buttt....

Will you still love me???

May I love you?

.....So.....

♡Love me like you do ♡

.

.

.

.

.

پ.ن۱ : مخاطب که همون همیشگی ♡

پ.ن۲ : بالاخره برای یکبار هم که شده با زبان منزجر کننده ی انگلیسی کنار اومدم !!!!! پست بعدی اسپانیاییه

پ.ن۳ : الهام گرفته از آهنگ Love Me Like You Do فیلم بسیار جذاب Fifty Shades of Grey

۱۷ آذر ۹۷ ، ۱۳:۴۸ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم....

خدا فشار خونم را گرفت،معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید،دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم. تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپد رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم. بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم...

زمانی که از مشکل شنواییم شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم...

خدای مهربانم برای همه این مشکلا ت به من مشاوره رایگان داد.

به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم:

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم،

قبل از رفتنمبه محل کار یک قاشق آرامش بخورم،

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم،

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم،

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قزص وجدان آسوده مصرف کنم..... 

۱۰ مهر ۹۷ ، ۲۰:۴۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

درکانادا پیرمردی را به خاطر دزدیدن نان به دادگاه احضار کردند، پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد ولی کار خودش را اینگونه توجیه کرد: خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود بمیرم !


قاضی گفت: تو خودت می دانی که دزد هستی و من ده دلار تو را جریمه می کنم و میدانم که توانایی پرداخت آنرا نداری به همین خاطر من جای تو جریمه را پرداخت میکنم، درآن لحظه همه سکوت کرده بودند و دیدند که قاضی ده دلار از جیب خود درآورد و درخواست کرد به خزانه بابت حکم پیرمرد پرداخت شود سپس ایستاد و به حاضرین در جلسه گفت: همه شما محکوم هستید و باید هرکدام ده دلار:جریمه پرداخت کنید چون شما در شهری زندگی میکنید که فقیری مجبور می شود تکه ای نان دزدی کند، درآن جلسه دادگاه ۴٨٠ دلار جمع شد و قاضی آن را به پیرمرد بخشید !

۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

دلم میخواد میخواد سرمو ببرم بالا ... دستامو ببرم سمت آسمون ... چشمام رو ببندم .... 

.

.

.

و مححححکم بزم توی سر خودم و از ته دل عررررر بزنم =/// 

دلم میخواد بدون اینکه مخاطب خاصی وجود خارجی داشته باشه بی هوا و یه دل سییییر فوش ناموسی بدم !!!!!


۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۵۱ موافقین ۰ مخالفین ۲ ۳ نظر

ایشون پدر سایپا هستن ^__^





مدت زمان: 5 ثانیه 

۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۲۴ موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰ نظر

به حدی از خنگی رسیدم که توی یخچال دنبال حوله میگردم =|| 

به مرغ نر میگن خروس تا اینجاش مشکلی ندارم ولی به شتر مرغ نر چی میگن؟ شتر خروس؟ 

واقعا چه وضعشه؟؟؟ تبعیض تا کجا عاخه؟ چرا کشور قطر داریم ولی شعاع نداریم؟ 

۲۹ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۲۴ موافقین ۲ مخالفین ۱ ۵ نظر
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۱۰